سلام..طبق معمول بابت دیر آپدیت کردنم معذرت میخوام.
مطلب این دفعه چندتا عکس داره..اما چون حجم پست زیاد میشد و سرور قادر به نمایش دادنشون نبود زیپشون کردم تا با یه حجم خیلی کم قابل دیدن و استفاده باشند.
فایل تصاویر: DOWNLOAD
و اما..
ايستايي قوس
همانطوري كه در ابتداي اين بخش عنوان شد، ايستايي قوس پيوند نزديكي با پايه هايي كه بر روي آن قرار مي گيرد دارد.
پيوند رگه هاي آجري كه هر كدام بعنوان تكيه گاهي محسوب مي شوند و ايجاد نيروهاي متقابل اين رگه ها ، بر رگه هاي كناري، باعث مي شود كه عناصر موجود آن(آجر و سنگ) سرنخورده و ايستا باقي بمانند.
اگر بخواهيم به زبان ساده ايي تعادل موجود را تعريف كنيم، در يكي از رگه هاي آجري كه به صورت نمونه تصور شده است.
نيروي وزن آن را P1 در دو جهت و عمود بر سطح رگه هاي كناري تجزيه مي كنيم.
در اينجا مولفه هاي R1 و S1 كه نيروهاي بوجود آمده در داخل سازه مي باشند، را خواهيم داشت.
اگر اين رگه آجري نمونه را در تمام قوس تصور كنيم،در محل رگه آجري تيزه قوس همين دو مولفه را خواهيم داشت، با اين ويژگي كه در نصف ديگر قوس همين دو مولفه نيز وجود دارد و در قسمت تيزه مولفه S از دو نيم قوس همديگر را خنثي نموده و نيروي مايل R به پايه قوس انتقال پيدا مي كند.
مي توان دياگرام كلي منتجه R را به وسيله روش ترسيمي محاسبه كرد. نتيجه نهايي كار يك متوازي الاضلاع تجزيه مجموعه نيروهاي P=P1+P2+P3+….PN به دو نيروي افقي S و R خواهد بود.
همانطوري كه گفته شد نيروي S خنثي مي شود در حاليكه نيروي R مي بايست ضامن تعادل در قوس شود.
اگر نيروي R در 3/1 كلفتي پايه بيافتد سازه ما داراي تعادل خواهد بود. اين موضوع براي هر رگه آجري نيز صدق مي كند.
اگر نيروي R در داخل اين محدوده نيافتد و بيرون آن باشد، گشتاوري بوجود مي آيد و قوس از حالت ايستايي بيرون رفته در اينجا نيروي فشاري به كششي تبديل مي شود و باعث ريختن يا حداقل ترك هايي در قوس خواهد شد.
براي بررسي قوس از روش هاي ترسيمي مي توان كمك گرفت و مي بايست در هر صورت نيروي R در اين محدوده قرار گيرد . اندازه فشار موجود نبايد از مقاومت فشاري مصالح بيشتر شود.
در اكثر مواقع با يك بررسي مقدماتي بر روي پايه هاي قوس ديده مي شود كه نيروي R در بيرون اين مكان مي باشد.
روش هاي مختلف براي حل اين مسئله وجود دارد كه در قسمت بعد به ذكر آن خواهيم پرداخت.
نكته ايي كه در اينجا مي بايت مورد توجه قرار گيرد، در مورد ايستايي قوس هاي ايراني مي باشد.
همانطوري كه ديدم در روند شكل گيري سازه هاي طاقي در ايران از شكل نيم دايره استفاده نشده است و قوس هاي موجود كمابيش شباهت به بيضي دارند و همانطوريكه مي دانيم اين مقطع از كاملترين مقاطع قوس ها مي باشد.
در ميان قوسها قوس هاي مثل چپدري، چمانه، پاتوپا، و قوس هاي با مقطع بيضي مثل هلوچين تند و كند و كلاً قوس هايي كه داراي خيز زياد و افراز بلند مي باشند، داراي ايستايي بهتري مي باشند.
قوسهايي مثل پنج اوهفت كند و شاخ بزي و ديگر قوسهايي كه داراي خيز كم مي باشند، داراي مقاومت كمتري هستند.
در خاتمه اين امر يادآور مي شويم به هر روش عملي كه براي ايستايي قوسهاي عمل مي كنيم، شرايط داشتن تعادل از قرار زير است:
- منحني فشار داخل قوس باشد.
- كه در هر مقطع از قوس، از بوجود آمدن نيروي كششي جلوگيري شود، اين بدين معني است كه منتجه هر مقطع در داخل 3/1 كلفتي تبره قوس بيافتد.
رفع رانش
اصل ايستايي سازه هاي طاقي بر مبناي عملكرد يك قوس استوار شده است ،همانطوري كه ديديم نيروي مايلي كه به پايه ها انتقال داده مي شود، مي تواند نسبت به وزن موجود رگه هاي آجري قوس داراي شيب زياد يا كم باشد.
اين نيروي مايل بنابر اصول ترسيمي ايستايي، به دو مولفه افقي و عمودي تجزيه مي شود .
مولفه افقي همان نيروي رانش در سازه مورد نظر ما مي باشد.
اگر شيب منتجه R را نسبت به صفحه پاكار كم نموده بر نيروي رانش ما اضافه خواهد شد و سازه بطرف از هم گسيختگي مي رود. در اينجا ارتباط بين شكل و عملكرد ايستايي يك قوس بهتر روشن مي شود.
مسئله حل نمودن يا خنثي نمودن نيروي رانش را مي بايست در ارتباط با همين عملكرد ايستايي ديد و در واقع ضميمه اي از آن دانست.
راه حل هاي مختلفي كه مورد مطالعه قرار خواهند گرفت، بخاطر اختلافي كه در نوع فن ساخت آن بوجود مي آورند، در شكل نهايي سازه نيز تاثير مي گذارند.
اولين راه حل براي جلوگيري از رانش، كلفت نمدن جرز يا پايه قوس تا حدي كه نيروي مايل در 3/1 كلفتي آن بيافتد، است.
در مسجد تاريخانه دامغان، با ضخامت دادن به ستون هاي خارجي در حاشيه صحن و يا در ايوانها و سر درهاي بناهاي دوره تيموري مثل مدرسه الغ بيك و بناهاي دوره بعد از آن مثل مدرسه طلايي كاري، سازندگان سعي نموده اند براي رفع رانش زياد از حد قوس ها، ضخامت پايه را افزايش داده و اين امر تا حدي محدوديت شكلي در اين عناصر بوجود مي آورد.
استفاده از مهارجويي در ارتفاع هاي مختلف قوس، راه حل ديگر براي رفع اين مشكل مي باشد.
در اينجا اين مهار چوبي، نيروي كششي مايل به داخل قوس بوجود مي آورد و با منتجه R تركيب شده و در نتيجه منتجه جديد كه بوجود مي آيد داراي شيب بيشتري خواهد بود.
اين راه حل از نظر ظاهر زيبا نمي باشد و چوبهاي كلفت از زيبايي آن سازه مي كاهد، اين راه حل بيتشر در رديف آخر قوسهايي كه بر ديوار خارجي و يا در حاشيه صحن يا حياط قرار دارند، مورد استفاده قرار مي گيرد.
در مسجد جامع اصفهان و تعداد زيادي از بناهاي دوره قاجاريه اين راه حل ديده مي شود.
پشت بندها راه حل ديگر مي باشند، كه از همان ايده اول در مورد وسعت دادن به پايه قوس براي انتقال نيروي R در 3/1 كلفتي پايه نشآت مي گيرند.
پشت بندها بصورت ديواري يا جرزي مايل در كنار قوس ساخته مي شوند.
از پشت بند ها در بناهاي مختلفي مثل مسجد جامع اصفهان در پشت ديوارها و دور از ديد عام و در مسجد كبير يزد در قسمت هاي مختلف مثل ورودي بزرگ و بلند آن استفاده شده است.
راه حل ديگري كه در معماري اسلامي ايران در خنثي نمودن نيروي رانش ديده مي شود، استفاده از دو مناره در دو طرف ورديها با ايوان ها مي باشد.
مناره ها در حقيقت از دو ايده قبلي يعني كلفت نمودن پايه و يا استفاده از پشت بندها تبعيت مي كند .
در اينجا علاوه بر حل مسئله ايستايي، تنوع و زيبايي در شكل بنا ايجاد مي شود، مسجد بي بي خانم در سمرقند، مسجد جامع اصفهان ، مسجد كبير يزد، مسجد گوهرشاد مشهد و مسجد امام اصفهان، مثال هايي از اين راه حل مي باشند.
مسجد گوهر شاد:
مسجد بی بی خانم
![]()
مسجد جامع کبیر یزد

ارتفاع دادن به رواق هاي كنار ايوان ها و يا قرار دادن دو برجك در بناهاي دوره تيموري، در انتهاي ديوارهاي خارجي به عنوان راه حل هاي ديگري براي مسئله رانش مي باشند.
![]()
Modern Design July 2008
The Architects Guide to Running a Practice
Compelete Construction

